Iran : economy statistics and industry reports

  • Updated on : 17 January 2011
Iran

Historical background

Known as Persia until 1935, Iran became an Islamic republic in 1979 after the ruling monarchy was overthrown and Shah Mohammad Reza PAHLAVI was forced into exile. Conservative clerical forces established a theocratic system of government with ultimate political authority vested in a learned religious scholar referred to commonly as the Supreme Leader who, according to the constitution, is accountable only to the Assembly of Experts - a popularly elected 86-member body of clerics. US-Iranian relations have been strained since a group of Iranian students seized the US Embassy in Tehran on 4 November 1979 and held it until 20 January 1981. During 1980-88, Iran fought a bloody, indecisive war with Iraq that eventually expanded into the Persian Gulf and led to clashes between US Navy and Iranian military forces between 1987 and 1988. Iran has been designated a state sponsor of terrorism for its activities in Lebanon and elsewhere in the world and remains subject to US, UN, and EU economic sanctions and export controls because of its continued involvement in terrorism and its nuclear weapons ambitions. Following the election of reformer Hojjat ol-Eslam Mohammad KHATAMI as president in 1997 and a reformist Majles (legislature) in 2000, a campaign to foster political reform in response to popular dissatisfaction was initiated. The movement floundered as conservative politicians, through the control of unelected institutions, prevented reform measures from being enacted and increased repressive measures. Starting with nationwide municipal elections in 2003 and continuing through Majles elections in 2004, conservatives reestablished control over Iran's elected government institutions, which culminated with the August 2005 inauguration of hardliner Mahmud AHMADI-NEJAD as president. His controversial reelection in June 2009 sparked nationwide protests over allegations of electoral fraud. The UN Security Council has passed a number of resolutions (1696 in July 2006, 1737 in December 2006, 1747 in March 2007, 1803 in March 2008, and 1835 in September 2008) calling for Iran to suspend its uranium enrichment and reprocessing activities and comply with its IAEA obligations and responsibilities. Resolutions 1737, 1477, and 1803 subject a number of Iranian individuals and entities involved in Iran's nuclear and ballistic missile programs to sanctions. Additionally, several Iranian entities are subject to US sanctions under Executive Order 13382 designations for proliferation activities and EO 13224 designations for support of terrorism.

Iran

Economic overview

Iran's economy is marked by an inefficient state sector, reliance on the oil sector, which provides the majority of government revenues, and statist policies, which create major distortions throughout the system. Private sector activity is typically limited to small-scale workshops, farming, and services. Price controls, subsidies, and other rigidities weigh down the economy, undermining the potential for private-sector-led growth. Significant informal market activity flourishes. The legislature in late 2009 passed President Mahmud AHMADI-NEJAD's bill to reduce subsidies, particularly on food and energy. The bill would phase out subsidies - which benefit Iran's upper and middle classes the most - over three to five years and replace them with cash payments to Iran's lower classes. However, the start of the program was delayed repeatedly throughout 2010 over fears of public reaction to higher prices. This is the most extensive economic reform since the government implemented gasoline rationing in 2007. The recovery of world oil prices in the last year increased Iran's oil export revenue by at least $10 billion over 2009, easing some of the financial impact of the newest round of international sanctions. Although inflation has fallen substantially since the mid-2000s, Iran continues to suffer from double-digit unemployment and underemployment. Underemployment among Iran's educated youth has convinced many to seek jobs overseas, resulting in a significant "brain drain."

 

Imports

$58.97 billion (2010 est.)
$58.97 billion (2009 est.)

Exports

$78.69 billion (2010 est.)
$69.04 billion (2009 est.)

Inflation rate (consumer prices)

11.8% (2010 est.)
13.5% (2009 est.)
note: official Iranian estimate

Unemployment rate

14.6% (2010 est.)
10.3% (2008 est.)
note: data are according to the Iranian Government

GDP - per capita (PPP)

$11,200 (2010 est.)
$11,000 (2009 est.)
$11,000 (2008 est.)
note: data are in 2010 US dollars

National product real growth rate

3% (2010 est.)
1.5% (2009 est.)
2.5% (2008 est.)

Internet users

8.214 million (2009)

Telephones - mobile cellular

52.555 million (2009)

Population growth rate

1.253% (2010 est.)

Population

76,923,300 (July 2010 est.)


Read more: http://www.reportlinker.com/r0741/Iran-industry-reports.html#ixzz1Cgf5aDaI
Read more: http://www.reportlinker.com/r0741/Iran-industry-reports.html#ixzz1CgeaX4e9

تكثير و پرورش ماهي

در اين نوشته شما با پرورش ماهي گرمابي و سردابي آشنا مي شويد.

شرايط محيطي مورد نياز در پرورش ماهيان گرمابي :

تمام فعاليتهاي حياتي ماهي از قبيل رشد،تغذيه و توليد مثل تحت تاثير عوامل محيطي قرار مي گيرند.

علاوه بر آن عوامل محيطي در ايجاد و پيشرفت بيماريهاي مختلف ماهي نقش دارد.

1. دماي آب

2. PH آب

3. شوري و سختي آب

4. اكسيژن محلول آب

5. عدم گل آلودگي آب

بقيه در ادامه ي مطلب

ادامه نوشته

معرفی سایت شیلات استان ها

 
 نام استان
 ادرس سایت شیلات استان
 آذربایجان غربی
 
 آذربایجان شرقی
 
 اردبیل  
 اصفهان  
 ایلام  
بوشهر  http://www.shilat-bushehr.com/news.php
 تهران  
 چهارمحال بختیاری
 
 خراسان جنوبی
 
 خراسان رضوی  http://www.khr-shilat.ir/
 خراسان شمالی
 
 خوزستان  http://www.khzshilat.ir/news.php
 زنجان  
 سمنان  
 سیستان وبلوچستان  http://www.shilat-sistan.ir/farsi/default.aspx
 فارس  http://www.farsfisheries.com/index.php
قزوین
 
 قم  
 كردستان  
 كرمان  
 كرمانشاه  http://www.kermanshahfisheries.ir/
 كهكلویه وبویر احمد
 
 گلستان  http://www.shilatgolestan.ir/Default.aspx
 گیلان  http://www.shilatguilan.ir/
 لرستان  
 مازندران  http://www.shilat-maz.ir/
 مركزی  
 هرمزگان  http://www.hpf.ir/KtePortal/Default.aspx
 همدان  http://www.hamedan.agri-jahad.ir/web_ict/index_files/Page1208.htm

منابع طبیعی

منابع طبیعی یعنی چه؟

منابع طبیعی مواد خام مورد نیاز انسان هاست. گروه اول بطور عمده از جانداران تشکیل شده و قابل جایگزینی است. مثل محصولات دامی،‌درختان ، نخ و پشم ، گروه دوم موادی هستند که در صورت تمام شدن یا قابل جبران نیستند یا زمان لازم برای جایگزینی آنها به قدری طولانی است که عملاً تجدید شدنی محسوب نمی شوند. مثل : سوخت های فسیلی (نفت‌، گاز طبیعی،‌زغال سنگ) و معادن فلزات.

زکات علم در نشر آن است. امام علی (ع)

ادامه نوشته

منابع طبیعی

منابع طبیعی بستر حیات است، در حفظ آن بکوشیم

محيط طبيعي هم مانند آدميان زنده است آنرا دريابيد

عجب زمانه اي شده است. نمي دانم برنامه درستي نداريم يا اينكه برنامه ها را به درستي اجرا نمي كنيم در نتيجه مسايل و مشكلات پيش آمده اي كه اگر با هماهنگي و همفكري نهادهاي مسئول بررسي شود هيچوقت حالت كلاف سردرگمي را پيدا نمي كند كه هريك از سازمانهاي مسئول به دنبال سرنخ اين كلاف باشند. چندين سال پيش (80 و 81) كه سيلابهاي مهيب استان گلستان بوقوع پيوست سر و صداي زيادي ايجاد شد چند صباحي سمت و سوي رسانه هاي ديداري و نوشتاري و مصاحبه ها و گفتگوهاي مسئولين به موضوع سيل نشانه رفته بود در آن ايام پروژه ها و طرحهاي تحقيقاتي كه در مورد سيل پيشنهاد و يا نوشته مي شدند بازار گرمي داشتند. پس از چند سال كه دوره هاي خشكسالي پياپي گستره ايران را در بر گرفت سمت و سوي برنامه ها و حمايت از پروژه هايي كه در مورد خشكسالي پيشنهاد مي شد رونق گرفته بود و اكنون كه دامنه گرد و غبار و ريزگردها تا پايتخت ايران گسترش يافته اين موضوع مسئله روز شده است. مراكز اجرايي، آموزشي، تحقيقاتي و پژوهشي و خلاصه يك سر صحبت ها و مصاحبه ها به مسئله ريزگردها ختم مي شود. نگاهي به وضعيت چند دهه گذشته اين سرزمين نشان مي دهد كه مسئله سيل و خشكسالي و گرد و خاك، سالهاي سال است كه اين كشور را تحت تاثير قرار داده و مي دهد نبايد تقدم و تاخري براي اين پديده هاي به ظاهر طبيعي قايل شد چرا كه اين فجايع انسان ساز كاملا با همديگر مرتبط هستند و توجه به يكي و غفلت از ديگري فقط كار را مشكلتر مي كند. اگر بپذيريم كه در اكثر اين مشكلات و بليات طبيعي و غير طبيعي رد پايي از نابخرديهاي انسان ديده مي شود پس بايد قبول كرد كه با مديريت بهتر و هماهنگي بيشتر مي توان بر اغلب اين مشكلات فائق آمد و به صراحت بايد گفت اگر درك بهتري از موضوع بين مردم و بويژه مسئولان و دست اندركاران و تصميم سازان وجود مي داشت منابع طبيعي و محيط زيست ما بهتر از اين بود كه هست. بايد به مسئولان محترم گفت تصميماتي كه در مورد جلوگيري از تكرار خطرات سيل استان گلستان در آن زمان گرفته شد به كجا انجاميد؟ آيا قرار به تعريض جاده فعلي بود؟ چه تمهيداتي براي مديريت سرزمين در ايام خشكسالي انديشيده شد؟ كاهش خطرات ريزگردهاي غربي شايد بيشتر به يك تصميم سياسي بين كشوري نياز داشته باشد تا يك كار گسترده كارشناسي. براستي شما كه نگران مزاحمت ريزگردهاي غربي هستيد آيا فكري به حال كانون آينده ريزگردهاي نمكي درياچه اروميه كرده ايد؟ آيا مي دانيد كه خشک شدن درياچه اروميه می تواند توده هشت ميليارد تنی نمک و صدها تن مواد سمی و فلزات سنگين را در زمين به جاي گذارد كه تبعات منفی آن تا شعاع 100 کيلومتری درياچه اروميه، غير قابل کنترل خواهد بود؟ چرا بايد به توصيه كارشناسان و متخصصين مربوطه كه قبل از وقوع واقعه هشدار مي دهند گوش نكرد و بعد با تحميل هزينه هاي هنگفت تازه اگر امكان پذير باشد راهكاري براي نجات اين عرصه هاي طبيعي پيدا كرد! در گذشته هاي دور جمعيت انساني كمتر بود و به تبع آن، حجم فعاليت هايش نيز آنقدر نبود كه منتهي به تخريب غير قابل برگشت طبيعت شود اما در زمانه حاضر به دليل افزايش جمعيت و نبود يك برنامه و مديريت قوي براي حفاظت منابع طبيعي و محيط زيست ، بيشتر درياچه ها ، رودخانه ها و حتي درياها تبديل به زباله دانهاي صنعتي و مراكز فاضلاب شده اند، صدها گونه مختلف گياهي و جانوري محو گرديده اند، فرسايش خاك و بهره برداري بيروبه از زمين و آب بيش از پيش نمايان شده است. جنگل ها و مراتع كه در تعديل آب و هوا و رطوبت خاك نقشي بسزا دارند، قبل از آنكه بتوانند احيا شوند نابود مي شوند و متاسفانه انسان در بروز و ظهور اين عواقب ناگوار تخريب محيط زيست مقام نخست را دارد چرا كه با دست يافتن به ابزارها و تكنولوژيهاي پيشرفته، بر محيط زيست و عرصه اي كه در آن زندگي مي كنيم مسلط تر شده است و از اين راه آسيب هاي جدي به محيط زيست وارد كرده و حتي مي توان گفت تعادل محيط زيست را برهم زده است. منظور از ارايه اين سطور اين نيست كه به دليل تخريبات محيط زيست و منابع طبيعي هيچ توسعه اي در كشور انجام نشود چرا كه افزايش جمعيت و  به تبع آن نيازهاي انسان امر توسعه را اجتناب ناپذير مي كند ولي در امر توسعه بايد به نيازهاي اكولوژيك محيط زيست و منابع طبيعي توجه كامل كرد تا توسعه اي پايدار بوجود آيد. در نظام اكولوژيك، انسان از محيط پيرامون خود جدا نيست بنا براين نبايد انسان را جدا و محيط را جدا فرض كرد، در اين نظام انسان به لحاظي جزء طبيعت و به لحاظي صاحب طبيعت است يعني هم مالك است و هم مملوك، هم نافذ است هم تحت نفوذ، هم دهنده است و هم گيرنده ، هم موثر است و هم تحت تاثير و خلاصه روابطش پيچيده تر از آن است كه بتوان او را جدا از محيط بر نگريست. مسئله اساسي اين است كه براي ادامه حيات بر سطح زمين بايد چنان رفتار كرد كه محيطي كه حياتمان بدان وابسته است بر اثر دستكاريهاي ما آنچنان ويران نشود كه نتواند خود را بازسازد و يا نتوان آن را بازساخت. از طرفي بايد گفت خطر ويران سازي محيط تنها از افزايش جمعيت نيست بلكه مديريت در نحوه بهره برداري ما از محيط است كه مي تواند آنرا به تعادل يا سير قهقرايي سوق دهد. فقط اين نكته را بدانيم كه محيط هم مانند آدميان زنده است و  در مقابل بهره برداري و مديريت نادرست ما عكس العمل نشان مي دهد.

ترویج و آموزش فرهنگ منابع طبیعی

 

اگر چه نشر فرهنگ منابع طبیعی در بعد تخصصی و عمومی همواره مد نظر متولیان منابع طبیعی بوده است اکنون مشاهده می شود که پس از گذشت یک ربع قرن از عمر حمهوری اسلامی، با وجود آنکه در زمینه مسایل تخصصی اقدامات مؤثری صورت گرفته ولی در زمینه آگاهی عامه مردم و حتی برخی مسئولین و علما که با نفوذ کلام خود می توانند در زمینه توجه دادن مردم به نقش مهم جنگلها و مراتع تاثیر بسزایی در بالا بردن فرهنگ منابع طبیعی داشته باشند صورت نگرفته است. به نظر می رسد اهمیت منابع طبیعی در جلوگیری از بروز بحران های زیست محیطی و نقش آن در توسعه پایدار مملکت ایجاب می کند که هر از چند گاهی اهمیت این منابع خدا دادی از طریق منابر و تریبونهای ائمه جمعه و جماعات برای مردم بیان شود و بقدرت کلام و بیان خود آنها را ارشاد نمایند. همت وسایل ارتباط جمعی و مخصوصا رادیو و تلویزیون نباید تنها به هفته منابع طبیعی محدود شود. دریغ که سیمای جمهموری اسلامی برای تبلیغ پفک نمکی  و انواع نمکی ها از هر فرصتی استفاده می کند اما در طول سال و در میان پرده های خود حتی چند ثانیه هم به نقش منابع طبیعی (اعم از جنگل، مرتع، آب ، خاک و رودخانه و امثال آن) اشاره ای نمی شود. بر کسی پوشیده نیست که هرچند موسسات تحقیقاتی و پژوهشی در امور منابع طبیعی و محیط زیست پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده اند، اما هنوز از سطح جنگلهای کشور کاسته می شود و هوا و آب و بخش وسیعی از خاک کشور آلوده شده و یا بر اثر فرسایش از بین رفته و می روند؛

نه تنها از وسعت مراتع فرسوده کاسته نشده بلکه روند قهقرایی آن نیز پیوسته ادامه دارد؛ هنوز آبخوان های بیشتری را تهی شده می بینیم و شوره زارهای گسترده تری را شاهد هستیم و در نهایت موفق به مهار بیابان زایی که نشدیم؛ شاهد تاخت و تاز بیشتر این فرایند ویرانگر هم هستیم. به قول درویش[1] چرا با وجود آن همه کوشش های شایان تقدیر، پژوهش های متعدد،  برپایی همایش ها ، کارگاه ها، نمایشگاه های متنوع و جذاب، تشکیل دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت و شرکت در جلسه های کارشناسی و اجرایی در سطوح مختلف مملکتی، نمی توان آن چنان که سزاوار است بازخوردهای اصلی، یعنی شاخص هایی در تایید بهبود نسبی وضعیت منابع طبیعی کشور ملاحظه کرد. چرا کوشش ها آن طور که سزاوار بود ، به بار ننشسته است؟ چرا رویشگاه های زاگرس که می توانست یکی از آبادترین نقاط روی زمین باشد، دچار چنان فلاکتی شده است که در تمامی حوضه ها، اعم از کشاورزی و فرهنگی با ناپایداری و فقر مزمن مواجه شود؟

چرا هنوز مشخص نیست که جایگاه منابع طبیعی به طور عام و جنگل ها و مراتع به طور خاص در الگوی توسعه کشور کجاست و از چه منظری و با چه انتظاری به این منابع نگریسته می شود؟ این ها سئوالاتی است که همواره به ذهن بسیاری از افراد علاقمند  به منابع طبیعی کشور می رسد، افرادی که هنوز امیدواری را برای نجات منابع طبیعی کشور از این وضعیت از دست نداده اند. ترجمان این مفهوم آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست محیطی چنان سنگین شده و می شود که اگر دیر چاره جویی کنیم، دیگر سرمایه ای برای جبران مافات، در خزانه ملت وجود نخواهد داشت. آشکار است که دولت و سازمانهای ذیربط در زمینه ترویج فرهنگ زیست محیطی و منابع طبیعی اقدام بایسته ای انجام نداده اند و هنوز راه درازی در پیش است که باید پیموده شود. با نگاهی گذرا به زندگی روزمره مردم به خوبی متوجه می شویم که همه ما به نحوی نسبت به حفظ منابع طبیعی و محیط زیست خود بی اعتنا و بی تفاوت هستیم. از چکه کردن شیر آب در منزل گرفته تا اسراف های آنچنانی آب و کثیف کردن کوچه و منزل و ساحل و قطع بیرحمانه درختان جنگل و تخریب مراتع. بسیاری از ما دانسته و یا ندانسته مرتکب این اعمال می شویم. یک روستایی فقیر ممكن است برای بقای خویش دست به جنگلتراشی بزند اما یک پیمانکار برای کسب سود بیشتر اين كار را انجام مي دهد. فرازناي كلام آنكه تا مردم به حفظ و حراست از منابع طبیعی معتقد نباشند و به اهمیت حیاتی آن برای خود و آیندگان خویش آگاهی نیابند، اقدامات اداری به تنهایی کارساز نخواهد بود.کار در این زمینه باید اساسی و بنیادی باشد و آموزش از پایین ترین سطح جامعه یعنی خانواده شروع و به دبستان و دبیرستان و دانشگاه بصورت قصه و تئاتر و مطالب درسی و سرانجام تا وسایل ارتباط جمعی بصورت مستمر ادامه یابد.

زندگی عشایر

 

جنبش نرم افزاری در کشور ...

 

جنبش نرم افزاری در کشور ...

 

 

 هر چند رشد كمي تعداد دانش آموختگان در اوايل انقلاب و تا سالها بعد نتايج مثبتي داشت، اما با افزايش اين رشد و توجه نكردن به رشد كيفي و سطح علمي اين دانش آموختگان، موانع و مشكلاتي در عرصه جنبش نرم افزاري پديد آمد. از سويي، چالشهاي اجتماعي و فرهنگي - از جمله سيل عظيم مدرك گرايي و تأثيرهاي منفي آن و از سوي ديگر



استقبال نكردن دانشجويان از حركتهاي علمي در محيطهاي دانشگاهي به دليل كمبودهاي مالي، اجتماعي و علمي و ... - عرصه را بر حضور قوي حركتهاي توليد علوم و جنبش نرم افزاري تنگ كرده است. نبود روحيه پرسشگري در دانشجويان و دانش آموختگان و به همان نسبت نبود روحيه انتقال مفاهيم علمي و فرهنگي در استادان نيز بر اين مهم افزوده و تا امروز هيچ راهكار مناسبي از سوي انديشمندان معرفي نشده است.

رسيدگي جدي به دغدغه هاي منفي دانشجويان و استادان، عرصه را براي حضور اين اصلي ترين قشر جنبش نرم افزاري، هموار مي كند. به روز بودن اطلاعات ارائه شده به دانشجويان، اتكا نداشتن به متون ترجمه اي كه متأسفانه گهگاه بسيار قديمي هم هستند، از جمله موانع حضور كمي و گسترده انديشه و حركتهاي علمي در محيطهاي آكادميك است.


دانشجو  دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خود و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد...(مقام معظم رهبری)